|
وضویی زلال می گزارم و برای او می نگارم :
به نام پروردگار بهار ،خداوند کوهسار،کردگار آبشار،بیدارگر درختان از برگ ریزان و نگارگر شکوفه ریزان به عنایت رحمان به عون رحیم: اللهم رب النور العظیم ... + نوشته شده در جمعه 1387/08/03 9:55 بعد از ظهر توسط منتظر
غروب جمعه در این رهگذرچه میخواهم ؟ به غیر آمدنت از سفر چه می خواهم ؟ برات نامه نوشتم؛سلام و دیگر هیچ بجز سلامتی تو دگر چه می خواهم ؟ برای دادن حاجت می آیی و... خوب است ولی از آمدنت خوب تر چه می خواهم ؟ گمان نکن که سکوتم تو را نخواستن است ببین گرفته زبانم اگرچه می خواهم که دوستت دارم را برات گریه کنم زبان که نیست بجز چشم تر چه می خواهم ؟ تو آرزوی منی،این بلند پروازی است که تو به من برسی من به هر چه می خواهم ؟ هنوز که نرسیدی پی چه می گردم هنوز در نزدی پشت در چه می خواهم ؟ دگر حواس برایم نمانده از شوقت غروب جمعه در این رهگذز چه می خواهم ؟ + نوشته شده در جمعه 1386/11/26 11:43 بعد از ظهر توسط منتظر |
رفته ای ولی می بینم رو ستاره رد پاتو کاشکی بشنوم دوباره از تو کوچه ها صداتو می دونم سبزه نگاهت مثل باغ فین کاشون اسمون کاشکی نگیره از دلم باغ نگاتو چی میشه یه شب دوباره میون دشت ستاره من برات غزل بخونم تو بخونی قصه ها تو با خطی به رنگ چشمات روی پیشونیم نوشتم هر چی غم داری واسه من هر چی شادیه برا تو بی تو من غریب و خسته بی شکیب و دل شکسته روی دوش خود می گیرم کوله بار مشکلاتو رفته ای ولی میدونم که یه روز یه شاعر خوب توی شعراش می نویسه تب سرخ ماجراتو ای خدای اسمونا تو که حالمو می دونی برسون به داد این دل حضرت سبزه قباتو روزای افتابی من بی تو پرپر شده اما می شنوم یه صبح جمعه از تو کوچه ها صداتو + نوشته شده در جمعه 1386/11/05 0:4 قبل از ظهر توسط منتظر |
رنگ ميبازد دنيا بي حضورت در شبهاي آشفته ام كجا به دنبالت بگردم خوابزده ي من ؟ چگونه بيابمت دليل هميشگي ، خوابهاي رنگين من ؟ چشمانم را ياراي بر هم آمدن نيست پلكهايم را توان معاشقه نيست ، وقتي تو نيستي ... باز هم شبي بي تو را به ابتدا رسيدم و باز تا سحرسالها پيش رو دارم ... كاش معناي سالها بي خوابي را ميفهميدي ، خوابزده من
داستانی از همراهان حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) یکی از مراجع تقلید حوزه علمیه ی قم در ماه مبارک شعبان سال 1410 قمری نقل نمودند که چهل سال پیش بدون واسطه از مرحوم سید غلامرضا کسائی گوگانی (داماد علامه ی امینی ) که خود از دانشمندان زاهد و با اخلاص و عادل بود شنیدم که می گفت : در حوزه علمیه ی تبریز خادمی زندگی می کرد که بسیار باتقوی و درستکار بود و روحیه ی عجیبی داشت ، غالباً ساکت به نظر می رسید ، از گناهان پرهیز می نمود ، هرگز لب به غیبت باز نمی کرد و علاوه بر نظافت مدرسه و اموری که به آنها موظف بود به دیگران از روی صداقت و اخلاص کمک می نمود ، مثلاٌ اتاق محصلین را بدون هیچ چشم داشتی جارو می زد و گاهی لباس های آنها را می شست ، زحمت خرید و حمل مایحتاج طلاب را به عهده می گرفت و چنان با صفا و مهربان بود که رد قلب همه جا داشت. مرحوم سید غلامرضا کسائی می گفت : نیمه شب چهارشنبه ای برای تطهیر و وضو از اتاق بیرون آمدم و هنگامی که به مقابل اتاق خادم رسیدم ، در نهایت تعجب دیدم نوری در حجره ی او می درخشید که گویی خورشید در آنجا طلوع کرده است ، سخت حیران شدم و برای کشف این راز جلو رفتم تا در بزنم ، اما صدای گفتگویی به گوشم رسید و دانستم خادم با کسی صحبت می کند و چون نمی خواستم نیمه شب سرزده بر او وارد شوم و از طرفی دیگر کنجکاو شده بودم که با چه کسی سخن می گوید و آن نور چیست ، لذا پشت در منتظر به گوش ایستاده بودم ، صدای خادم را تشخیص می دادم ولی صدای شخص دیگر برایم نامفهوم بود ، ناگهان متوجه شدم صدا قطع شد و نور خاموش گردید. دیگر طاقت نیاوردم و در زدم .پس از سلام با اجازه ی او وارد اتاق شدم ولی غیر از او کسی در اتاق نبود. ماجرا را از او جویا شدم و تهدید کردم اگر فاش نکنی طلبه ها را بیدار می کنم تا جریان را جویا شوند. او پس از آنکه از من قول گرفت که تا روز جمعه سکوت کنم و رازش را برملا نسازم ، ماجرا را چنین بیان کرد: " امشب حضرت بقیة الله ( ارواحنا له الفداء) اینجا حضور داشتند و حضرت با من گفتگو می نمودند و آن نور عظیم و خیره کننده از وجود ایشان بود و حضرتش به من بشارت دادند از روز جمعه که یکی از ملازمان رکابش فوت می نماید ، در محضر ایشان باشم ." این سخنان چنان طوفان وانقلابی در من پدید آورد که تمام وجودم مسخ آن شد و از آن روز پیوسته تمامی اعمال و کردار خادم را زیر نظر داشتم و بدون هیچ گونه تغییری مثل گذشته تمامی وظایف و کارهایش را انجام می داد . تا روز جمعه بعد از انجام غسل جمعه ، لباس و کفش پوشیده و آماده ی سفر شد ، همین که صدای اذان بلند شد ، دیگر اثری از او ندیدم و از نظرها غایب شد. مرحوم کسائی می گفت : از آن روز جمعه تا الان که این قضیه را برای شما نقل می کنم چهل سال گذشته و کسی دیگر آن خادم را ندیده است. منبع : شاخه گلی از ملکوت ( سید جمال الدین حجازی) خوشا آنان که سودای تو دارند که سر پیوسته بر پای تو دارند یه دل دارم تمنای کسانی که اندر دل تمنای تو دارند خوشا آنان که با تو همنشینند همیشه با دل خرم نشینند بود این رسم عشق و عشقبازی که مشتاقانه آیند و تو بینند + نوشته شده در جمعه 1386/10/07 11:24 بعد از ظهر توسط منتظر |
پاﻳی که ﻧﻴست همره مولا شکسته باد دستی که ﻧﻴست ﻳاور آن شاه بسته باد تکمﻴل دﻳن از او شد و نعمت از او تمام ءﻴد غدﻳر بر همه ﻳارب خجسته باد + نوشته شده در جمعه 1386/10/07 11:22 بعد از ظهر توسط منتظر |
توسل به امام زمان (عج) وارد شده که هرکس حاجتی داشته باشد بعد از نصف شب با داشتن غسل و وضو و لباس تمیز دو رکعت نماز حاجت توسل به حضرت حجت بخواند. در رکعت اول چون در سوره ی حمد به ایاکَ نَعبُدُ وَ ایاکَ نَستَعین رسید صد مرتبه این جمله را بگوید بعد بقیه ی سوره را تمام کند و بعد سوره توحید را بخواند .پس به رکوع برود و در رکوع هفت مرتبه سُبحانَ رَبی العَظیمِ وَ بِحَمدِه را بگوید و بعد سجده رود و در هر سجده هفت مرتبه سُبحانَ رَبی الاَعلی وَ بِحَمدِه را بگوید بعد برخیزد برای رکعت دوم و به همین قسم رکعت دوم را هم بجا آورد پس از خاتمه نماز دعا کند و حاجت خود را از خدا تمنا نماید و او را به امام زمان قسم بدهد بعد آنقدر بگوید یا کَریمُ تا یک نفس قطع شود. + نوشته شده در جمعه 1386/09/30 11:59 بعد از ظهر توسط منتظر |
چه وقت هایی برای دعا کردن مناسب تر است. امام صادق (ع) : بر شما باد به دعا کردن بعد از نمازها چه اینکه چنین دعایی مستجاب است. امام باقر (ع) : همین که شب جمعه فرا رسد خداوند عز و جل می فرماید: آیا دعا کننده ای هست که جوابش دهم ؟ آیا درخواست کننده ای هست که عطا کنم او را ؟ آیا استغفار کننده ای هست که بیامرزم او را ؟ آیا توبه کننده ای هست که توبه اش را بپذیرم ؟ پیامبر اکرم (ص) : بهترین وقت دعا سحرگاهان است. امام صادق (ع) : دعا پیش از طلوع و غروب آفتاب سنت و دستوری است واجب و مسلم همراه طلوع و غروب آفتاب. پیامبر اکرم (ص) : به درستی که در شب ساعتی است که هر دعای بنده مستجاب است و آن مابین نیمه شب تا ثلث باقیمانده ی شب . گفتم : شب خاصی است از شبها یا هر شب است؟ فرمودند : هر شب. امام صادق (ع) : سه وقت است که دعا در آن اوقات مستجاب است: 1- بعد از نماز واجب 2- هنگام آمدن باران 3- هنگام ظاهر شدن آیه و نشانه ی معجزه ای از طرف خدا برای بندگان خود. شرایط دعا : اول : اعتراف به گناهان دوم : شکر نعمت ها سوم : صلوات بر محمد و آل محمد (ص) چهارم : دعا کردن و حاجت خواستن پنجم : صلوات بر محمد و آل محمد (ص) اگر دعایتان مستجاب شده مواظب سه حالت باشید: اول : آن که عُجب نکنی و نگویی من معلوم می شود آدم خوبی هستم که دعایم مستجاب شد زیرا که عُجب و خودپسندی باعث فساد عمل و غلبه ی شیطان است. دوم : شکر و حمد خدا نمایی که تفضل کرد بر توبه اجاب دعای تو ، بلکه مستحب است دو رکعت نماز شکر بجا آوری. سوم : همین که دعای تو مستجاب شد ترک دعا نکنی و باز در خانه ی خدا بروی تا بیگانه نشوی و در وقت حاجت خواستن دوباره آشنا شوی. اگر دعایتان به اجابت نرسید مواظب این سه حالت باشید : اول : آن که مأیوس نشوی از رحمت خدا، زیرا به اجابت نرسیدن دعا ممکن است به سبب گناهان تو باشد که مانع اجابت است پی درصدد رفع آن به توبه و تعذیب برآی. دوم : ترک دعا نکن سوم : راضی باش به تقدیر الهی تا همان رضای تو باعث اجابت دعایت بشود. اما حسن (ع) می فرماید : من ضامنم از برای کسی که در قلب او چیزی خُطور نکند بجز رضا و خشنودی به قضای خدا این که دعا کند پس مستجاب شود. التماس دعا + نوشته شده در جمعه 1386/09/30 11:58 بعد از ظهر توسط منتظر |
بخوان دعای فرج را بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است وبال وپر دارد
v مایه ی ناراحتی شیطان لعین است. v مایه ی استجابت دعا می شود. v باعث نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است. v باعث آمرزش گناهان است. v شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود. v نشانه ی انتظار است. v فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان (عج) زودتر واقع می شود. v باعث طولانی شدن عمر است. v هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود. v باعث زیاد شدن اشراف نور امام (عج) در دل او می شود. v محبوبترین افراد نزد خداوند خواهد بود. v کردار بد او به کردار نیک مبدل می شود. v دعای امیرالمومنین (ع) در حق او در روز قیامت است. v بی حساب داخل بهشت شدن. v فرشتگاه برای او طلب آمرزش می کنند. v در امان است از تشنگی روز قیامت. v این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود. v باعث دوری غصه ها می شود. v این دعا خوشایند ترین اعمال نزد خداوند است. v در روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می کند. v سبب کامل شدن دین است. v ثواب کسی را دارد که زیر پرچم حضرت مهدی (عج) شهید شده است. v با ائمه اطهار (ع) محشور می شود. v نائل شدن به بالاترین درجات شهدا در روز قیامت. v رستگاری به شفاعت حضرت فاطمه زهرا (س) را دارد. برای اینکه این فضایل بزرگ نصیبتان شود همیشه بعد از نمازهای واجب و یا در مجالس روضه و یا در سحرگاهان اولین دعایی که می کنید خدا را به حق محمد(ص) و آلش و به حق قرآنش و به حق شهدای کربلا قسم دهید که از بقیه ی غیبت ولیش حضرت مهدی(عج) صرف نظر فرماید. آمین یا رب العالمین یا رَبَّ الحُسَینِ اِشفِ صَدرِ الحُسَینِ بِظُهُورِ الحُجَّة. التماس دعا + نوشته شده در شنبه 1386/09/24 11:49 بعد از ظهر توسط منتظر |
دعای روز جمعه برای بی نیازی در کتاب منتخب مصباح روایت شده از معصومین (ع) هر کس بخواند این دعا را در هر جمعه هفتاد مرتبه پس بدرستی که نمی گذرد سه جمعه مگر آن که حق تعالی او را بی نیاز می گرداند از هرکس به فضل خود انشاءالله بسم الله الرحمن الرحیم یا مُفیدُ یا غَفورُ یا وَدُودُ أغنِنی بِحَلالِکَ عَن حَرامِکَ وَ بِطاعَتِکَ عَن مَعصیِیَتِکَ وَ بِفَضلِکَ عَمِّن سِواکَ بِرحمَتِکَ یا ارحَمَ الرَّاحِمیِنَ. دعایی جهت ثابت ماندن در دین در زمان غیبت در کتاب مستطاب کافی به اسنادش از یونس بن عبدالرحمن و ایشان از عبدالله بن سنان روایت نموده که می گوید حضرت صادق (ع) فرمودند: زود باشد که مصیبت زده شوید به شبهه و شک در دین خود پس بدون پرچمدار آشکار و امام راهنما خواهید ماند و از این مهلکه و مصیبت نجات نیابد مگر کسی که بخواند دعای غریق را مرتب . فرمودند می گویی: یا اللهُ یا رَحمنُ یا رَحیمُ یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّت قَلبی عَلی دِینِکَ + نوشته شده در شنبه 1386/09/24 11:48 بعد از ظهر توسط منتظر |
یکی از علماء بزرگ (مرحوم آیت الله سید محمد باقر مجتهد سیستانی پدر آیت الله العضمی حاج سید علی سیستانی ) در مشهد مقدس برای آنکه به محضر امام زمان شرفیاب شود ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می کند. او می گفت: در یکی از جمعه های آخر ناگهان شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه ای نزدیک آن مسجدی که من در آن مشغول زیارت عاشورا بودم می تابید. حال عجیبی به من دست داد، از جای برخاستم و به دنبال آن نور به درب آن خانه رفتم . خانه ی کوچک و فقیرانه ای بود و از درون خانه نور عجیبی می تابید. در زدم. وقتی در را باز کردند، مشاهده کردم حضرت ولی عصر (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در آن اتاق جنازه ای را مشاهده کردم که پارچه ای سفید به روی آن کشیده بودند. وقتی من وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم، حضرت به من فرمودند: چرا اینگونه به دنبال من می گردی و رنج ها را متحمل می شوی؟ مثل این باشید ( اشاره به آن جنازه کردند) تا من به دنبال شما بیایم. بعد فرمودند : این بانویی است که در دوره ی بی حجابی رضاخان ( پهلوی) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرمی او را ببیند. ملاقات با امام زمان (عج) مولف سید جواد رضوی + نوشته شده در شنبه 1386/09/24 11:47 بعد از ظهر توسط منتظر |
|
| ||||||